قهرمان ميرزا عين السلطنه
7039
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كثافتكارى كرد كه حساب نداشت . از پيش شاه گريخت رفت پيش ملكه . آنجا هم نتوانست بماند . آدم محمود ميرزا را فريب داد ، با پول او فرارا ايران آمد . . . آيروپلن خريدارى دوشنبه هفتم شوال - فخر الملك با خانواده باغ خودش شهر نو مىرفت . من و معتضد السلطنه را هم دعوت كرد . من رفتم ديدم نه مرد آنجاست نه زن . راه دور ، پياده رفتن به اختيار ، مراجعت به اجبار . در اين بين دو آيرپلن دولت كه از روسها خريدارى شده و انزلى آمده بود در هوا نمودار شد . براى تماشاى آن فواحش شهر نو همه از منازل بيرون آمدند با لباسهاى رنگارنگ و صورتهاى زرد سياه كثيف لاغر . آيروپلنها نمايش بالاى شهر داده در نزديك امامزاده حسن قلعهمرغى كه چند ماه قبل انگليسها براى آيروپلن خود تهيه نموده بودند نزول نمودند . حقيقة من خجالت مىكشيدم كه در شهر نو پياده راه مىروم و پيش خود خيال مىكردم هركس مرا ببيند تصور باطلى مىكند . مثل آنكه من هر زنى را مىديدم گمان بد مىنمودم . با كمال خستگى منزل آمدم . معلوم شد حاج زرى خانم كه پائيز گلولهء شكم او را در مريضخانهء امريكائى بيرون آورده بودند اين دو سه روزه حالش برهم خورده . چون در خانهء فخر الملك افتاده و ديشب حالش بدتر شده به باغ تشريف نياوردند . چهل هزار دروغ ( قرض پول ) منازعهء جرايد هنوز در كار است . جمهورى فقط [ در ] « ستارهء ايران » و « كوشش » است . ديروز « ستاره » نوشته بود چهل هزار تومان تومانى يك شاهى وليعهد قرض كرده بود كه خرج تبليغات ضد جمهورى كند . امروز « قانون » جواب قشنگى نوشته بود كه اولا جمهورى نيست كه ضد آن تبليغات شود ، مرد ، گوربهگور شد . ثانيا آوازهء خست شاه كه همهجا پيچيده . وليعهد هم كه معروف است همه ماهه قرض مىكند . آن لوطى كه در اين ميانه چهل هزار تومان آنهم در يك شاهى نزول قرض بدهد كى سراغ دارد . بالاى آرتيكل نوشته بود چهل هزار دروغ . دو روزنامهء تازه امروز روزنامهاى به اسم « صلاح بشر » و ايضا جريدهء تازه [ اى ] به اسم « مردان كار » منتشر شد . هردو ضد جمهورى و بسيار بد نوشته بودند .